خرید بک لینک
فصل ها که می آیند در تقویم تکراری

و خورشید وجود بی ادعا بر کویر تشنه دل فرو می ریزد

و خرداد آسمان خیال خزان فصل بهار را نوید می دهد

اندیشه من متولد می شود در مدار خورشید مهربانی ها

و باران آسمانی میشوید چرگینی تمام پلیدی ها را

و تولدی دوباره آغاز میکنم زیر سایه مهربان ترین ها

و کام اندیشه هام چه شیرین گشت!!

وقتی خیالم را با مهربانی هایت به رقص خورشید دعوت کردی

آسمان امروز گواه مهربانی هایی بود که اشک شوق مرا در خود سرود

و تولد بهانه ای شد برایم تا متولد بشم در اندیشه ام

که بر این باور بمانم که سر شار از مهربانی های بزرگ مردی کوچکم

که دستی پر از مهربانی دارد برای تولدم

و من میفشارم این دست های مهربان را

با آهنگ دلنواز ،بی سرو صدا در سکوت اتاقم

و غرق میشوم،در قطره اشکی که آرام جاری میشود از سر شوق

و دنیایی من همین است

کوچک قد دل مهربان تو

برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 20:11

صفحه بندی